
خوب نیستم!!!
چرا؟؟؟
نمی دونم
...
..
.
...
اگر فقط یکبار به خانه ام بیایی
کفشهایت را پنهان خواهم کرد
تا برای همیشه ماندگار شوی
...
..
.
...

همه چی آرومه تو به من دل بستی
این چقدر خوبه که تو کنارم هستی
همه چی آرومه من چقدر خوشحالم
پیشم هستی حالا به خودم می بالم
تو به من دل بستی از چشات معلومه
من چقدر خوشبختم همه چی آرومه
تشنه ی چشماتم منو سیرابم کن
منو با لالایی دوباره خوابم کن
بگو این آرامش تا ابد پا بر جاست
حالا که برق عشق تو نگاهت پیداست
همه چی آرومه من چقدر خوشحالم
پیشم هستی حالا به خودم می بالم
تو به من دلبستی از چشات معلومه
من چقدر خوشبختم همه چی آرومه
همه چی آرومه تو به من دل بستی
این چقدر خوبه که تو کنارم هستی
همه چی آرومه غصه ها خوابیدن
شک نداری دیگه تو به احساس من
تشنه چشماتم منو سیرابم کن
من با لالایی دوباره خوابم کن
بگو که این آرامش تا ابد پا برجاست
حالا که بر عشق تو نگاهت پیداست
همه چی آرومه من چقدر خوشحالم
پیشم هستی حالا به خودم می بالم
تو به من دلبستی از چشات معلومه
من چقدر خوشبختم همه چی آرومه
...
..
.
...
ساده است نوازش سگی ولگرد
شاهد آن بودن که چگونه زیر غلتکی می رود
وگفتن اینکه سگ من نبود
ساده است ستایش گلی
چیدنش واز یاد بردن
که گلدان را آب باید داد
ساده است بهره جویی از انسانی
دوست داشتن بی احساس عشقی
او را به خود وانهادن و گفتن که دیگر نمی شناسمش
ساده است لغزشهای خود را شناختن
با دیگران زیستن به حساب ایشان
و گفتن که من این چنینم
ساده است
که چگونه می زیم
باری زیستن
سخت ساده است
و پیچیده نیز هم ...
«مارگوت بیگل»
...

این عشق ماندنی
این شعر بودنی
این لحظه های با تو نشستن
سرودنی ست
این لحظه های ناب
در لحظه های بی خودی و مستی
شعر بلند حافظ
تو شنودنی ست
تنها تو را ستودم
آنسان ستودمت که بدانند مردمان
محبوب من به سان خدایان ستودنی ست
تنها تویی که بود و نمودت یگانه بود
غیر از تو هر که بود هر آنچه نمود نیست
بگشای در به روی من و عهد عشق بند
کاین عهد بستنی این در گشودنی ست
این شعر خواندنی
این شعر ماندنی
این شور بودنی
این لحظه های پرشور
این لحظه های ناب
این لحظه های با تو نشستن
سرودنی ست
...
..
.

نه میشه باورت کنم . نه میشه از تو رد بشم. نه میشه خوب من بشى. نه میشه از تو دور بشم. نه دل دارم که بشکنى. نه جون دارم فدات کنم. نه پاى موندن منى. نه مى تونم رهات کنم. نه مى تونه تو خلوتش. دلم صدا کنه تو رو. نه مى تونم بگم بمون. نه مى تونم بگم برو. کجا برم که عطر تو. نپیچه توی لحظه هام. قصه م رو از کجا بگم. که پا نگیرى تو صدام. چه جورى از تو بگذرم. توى که معنى منى. ... .. .

عشق می ورزیم چرا که نخست او به ما عشق ورزید
ما همه تجلّی عشقیم
به او، به خودمان، به همه عشق می ورزیم.
این گونه است.
قلب ما اندک اندک دگرگون می شود.
در عشقی که نثارِ ما شده غور کنید، و در میابید که چگونه باید عشق بورزید.
نمی توانید خود را وادار به عشق ورزی کنید و نیز نمی توانید هیچ شخص دیگری را مجبور کنید. تنها کاری که می توانید بکنید، نگریستن به خود عشق، شیفته اش شدن و نسخه برداری از آن است.
به عشق عشق بورزید
ببینید که عشق چگونه خود را تکثیر می کند
عشق عشق می آفریند
هیچ راه دیگری برای دست یافتن به عشق نیست
و نیز هیچ رازی در این نیست
به دیگران عشق بورزیم
به خود عشق بورزیم
به دشمنان هم عشق بورزیم
چرا که نخست او به ما عشق ورزید.

فرشته کوچولوی تو راهی ما پا گذاشت توی هشت هفتگی خودش
مامانی بی احتیاط اش چمدون لباسهای زمستونی رو از اون اتاق مـــــــــــی کشه این اتاق و ... 
اما خدا رو شکر نی نی ناز ما الحمدالله صحیح و سالمه، اولین عکس سونوگرافی رو ازش گرفتن

نوار قلب اش رو هم گرفتن، خاله قربونش بشه، همش 36میلیمتر هست، خانم دکتره از روی ضربان قلبش گفته احتمالا دختره، هرچی که باشه عشق خاله هست.

خدا جونم، می شه خواهش کنم کارهات رو بسپری به فرشته هات و یه چندماهی فعلا همه حواست به خواهر کوچولوی من و نی نی تو راهیش باشه ؟!
راستی خدا جونم یه خواهش دیگه هم داشتم می شه زودتر عمه هم بشم؟؟؟
ممنون خدا جونم
خیلی دوست دارم خدا جونم
...
..
.
...

و بلاخره ما هم خاله شدیم 
خاله قربونش بشه الان دقیقا 4هفته و یازده روزش هست
اولین اعلام حضور جیگر خاله 8/8/88 بود ساعت 8 صبح 
دیروز هم جواب آزمایش حضور این فرشته کوچولو رو قطعی اعلام کرد 
خدا جونم مراقب خواهر گلم و فرشته کوچولوی تو راهیش باش 
ممنون خدا جون
فعلا دیگه چیزی نمی خواهم

...

دلم می خواهد یه ساندویچ بگیرم
برم توی پارک بشینم
مردم رو تماشا کنم
ساندویچ گاز بزنم


یار مرا غار مرا عشق جگرخوار مرا
یار تویی غار تویی خواجه نگهدار مرا
نوح تویی روح تویی فاتح و فتوح تویی
سینه مشروح تویی بر در اسرار مرا
نور تویی سور تویی دولت منصور تویی
مرغ که طور تویی خسته به منقار مرا
قطره تویی بحر تویی لطف تویی قهر تویی
قند تویی زهر تویی بیش میازار مرا
حجره خورشید تویی خانه ناهید تویی
روضه ی امید تویی راه ده ای یار مرا
روز تویی روزه تویی حاصل دریوزه تویی
آب تویی کوزه تویی آب ده این بار مرا
دانه تویی دام تویی باده تویی جام تویی
پخته تویی خام تویی خام بمگذار مرا
این تن اگر کم تندی راه دلم کم زندی
راه شدی تا بندی این همه گفتار مرا
...
..
.
...


